این اواخر کم فرصت میکنم به اینترنت سر بزنم ٬ که این جای تاسف و خوشبختی فراوان دارد. تاسف از این جهت است که کمتر خدمت دوستان نادیده و بعضا٬ دیدهء بسیار عزیز ی که خواندن وبلاگهایشان٬ مهمترین بهانهء بنده برای آمدن به اینترنت است٬ میرسم. و خوشبختی از این جهت است که خبرهای داغ را ٬ داغا داغ نمیخوانم و بدین سبب است که دل و جگر و روده و قلوه و دیگر جاهای بنده از سوختن در امان می مانند . فی الواقع خبرها را پس از سرد شدن میخوانم. آخر بعضی از خبرها آنقدر داغ هستند! که بعضا بوی حاصله از سوختن تا هفت خانه آنطرفتر هم میرود. چای که نیست که بشود فوتش کرد و هورتی سر کشید! . خوشبختی دیگر این است که کمتر حرص میخورم. از دست کی؟ یکی اش همین مدافعان حقوق بشر ... اینها کلهء مبارکشان را زیر برف کرده اند و دم به ساعت اعلامیه صادر میکنند و محکوم میفرمایند. شیر خام خورده ها خیال میکنند با اعلامیه دادن و نامه های سرگشاده نوشتن به آقای شاهرودی و آقای رهبرمیتوانند مسئلهء حقوق بشر در ایران را حل کنند و با این کار٬ مثلاً قانون عدم اعدام نوجوانان در ایران تصویب میشه٬ نخیر جانم! نمیشه... دست رهبر و شاهرودی و قوهء قضائیه نیست که! یک چیزی هست بنام شریعت مطهر...آن شریعتی که دختران هشت ساله را بالغ و در حد پذیرش مسئولیت زندگی زناشوئی میداند.همان شریعت هم٬ آنها را در صورت ارتکاب بزه و یا جنایت٬ مستوجب زندان٬ اعدام٬ وحتی سنگسار میداند. این حقوق بشریها کلی هم باید خوشحال و ممنون باشند که رژیم٬ به خاطر گل روی مبارکشان٬ اینگونه محکومان را در زندان نگه میدارد تا وقتیکه بیست ساله شدند! اعدامشان کند...
کسان دیگری که حرص بنده را در می آورند همین مقام عظمای ولایت و جناب شاهرودی هستند... عالیجنابان! شما چرا لی لی به لالای گروهی میگذارید که جیره و مواجبشان را اجنبی هامیپردازند و آب به آسیاب صهیونیزم میریزند؟ چرا بخاطر عده ای معلوم الحال٬ احکام شریعت مقدس را نادیده میگیرید؟ چه معنی دارد؟ چرا لفتش میدهید؟ وقتیکه یک جانی بالفطره (حالا هشت ساله هم که بود باشد!) متهم شد. چرا با پول بیت المال ٬ مانند گوسفند نذری٬ پروارش میکنید و بعد اعدامش میفرمائید؟ شاهرودی جان٬ شور انقلابی گری را از مرحوم خلخالی یاد بگیرید. مقام عظمی٬ شما هم شایسته است که قاطعیت را از مرحوم امام یاد بگیرید. خاطر مبارکتان هست که در سال ۶۷ چگونه محکمه های سه سوالی (و بقول کل جعفر سه سوته) را علم فرمودند و مخالفین را دسته دسته اعدام کردند. همانهائی که استخوانهایشان امروز شده است کابوس حضرتعالی . دیگر کسانی که حرصم میدهند٬ آنهائی هستند که چند اعدام ناقابل را در بوق و کرنا میکنند و مهرورزی رژیم را زیر سوال میبرند. مگر فراموش کرده اید که امام راحل فرمودند که (اسلام عزیز خون میخواهد). پس معلوم شد که شما بر ضد اسلام موضع گرفته اید. راستش را بگوئید٬ کدام کشور اجنبی جیره و مواجبتان را میپردازد؟ گروهی هم هستند که نه تنها بنده٬ که حرص همه را در می آورند. اینها کسانی هستند که تا از اعدام نوجوانان انتقاد کنی٬ میگویند( اگه یکی از نزدیکان ترا کشته بود٬ باز هم با اعدامش مخالفت میکردی؟) . و با این استدلال قوی سعی میکنند سبعیت رژیم را توجیه کنند. ویا ٬ تا از اعدام دلارا دارابی ابراز اشمئزاز میکنی٬ با طرح این سوال که اگر دختر نبود و زیبا نبود باز هم اعتراض میکردی؟. و با این سوال انسان بودن آدم را زیر سوال میبرند.و کسی که کلموک را نمیشناسد٬ فکر میکند که ما هم دکتر مددی و یا حجت الاسلام گلستانی هستیم که با این دید به زنان نگاه میکنیم . البته ذهنیت مطرح کننده گان این گونه سوالها٬ همان ذهنیت شرع مطهر ٬ نسبت به بانوان است. آخرین کسی که حرصم را در آورده٬ کل موک است که بعد از اینهمه غیبت٬ تلاش دارد که آسمان و ریسمان را همه در یک پست جمع کرده و به خورد خلق الله بدهد. ایامتان بکام...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط کَل موک |