تبليغاتX
کَلموک آقا

کَلموک آقا

افاضات کَلموکانه

از شما چه پنهون اینجا را که خوندم ٬ بخصوص آن قسمتی را که میفرماید : امروز یک نفر در زندانهای ما به جرم انتقاد و اشکال گرفتن حضور ندارد  ! به خودم گفتم که توهین به شعور مخاطب و ملتی را ببو فرض کردن که شیوه ی جاری و ساری این حکومت است . ولی این بابا دیگه شورش را در آورده!!! ولی بعد که اینجا رو دیدم ٬ فهمیدم که اینها خیلی خوب ملت رو شناخته اند .

                                                  *    *    *    *     *

از حق نگذریم ٬ این اصلاح طلبها هم مخلوقات عجیب و غریبی هستند ! نزد مقام معظم به دریوزگی افتاده اند تا شاید دل مبارکشون به رحم بیاد و صلاحیت یکی دوتا از کور و کچلاشون رو تائید بفرمایند .

یکی نیست ازشون بپرسه که : خوب ! بعدش چی ؟

گیریم که سه چهار نفرتون هم کاندیدا شدین . گیریم هم که انتخابات سالم و بی غل و غش برگذار شد. و باز هم گیریم که ملت به کاندیداهای شما رای دادند ! و بسلامتی  تشریف بردید مجلس ! خوب بعدش چی ؟؟؟

شما اون موقع که همه ی مجلس ششم  و قوه ی مجریه را در اختیار داشتید ! و تازه ملتی پشتتون بود که جاضر بود برای شما بیعرضه ها جانفشانی کند ! چه گلی به سر ملت و مملکت زدید که الان میخواهید با چهارتا کرسی فکستنی در مجلس ( شوربا ) بزنید ؟؟؟ اونهم مجلسی که تئاتر های لاله زار باید پیشش لنگ بندازند . بغیر از خریدن وقت برای رژیم چکار کردید ؟

آیا وقت آن نشده است  که از خواب غفلت  بیدار شوید ٬ و قسمتی از دینی را که ملت به گردن شما دارد ادا کرده ٬ و با تحریم انتخابات ٬ سعی در جبران خطاهای گذشته تان کنید ؟ و امیدوار باشید که ملت خیانت شما را ببخشد .

اگر غم ملت و کشور  داشتید بی تردید اینکار را میکردید . ولی تنها غمی که دارید غم ولایت است و بس ...

    گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی ماست                      آنچه البته به جائی نرسد فریاد است

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط کَل موک |


                    مژده                                         مژده

                          <<  مژده به تمامی  دانشجویان ٬ فرهنگیان و فرهیختگان کشور >>

              خودکشی  توسط کارآمد ترین ٬ مجربترین ٬ و ورزیده ترین متخصصین امور خو دکشی شدن

                                 در بازداشتگاههای و زندانهای سرتاسر کشور

                                 ((  بشتابید که غفلت موجب پشیمانیست ))

بدینوسیله از کلیه ی عزیزانی که تمایل به خودکشی دارند . دعوت بعمل می آید که از تجربیات و تخصص متخصصین جان بر کف زندانها و بازداشتگاهها یمان در اقصا نقاط کشور ٬ سود جسته ! و در اسرع وقت ٬ و به بهترین وجه ممکن خودکشی شوند ... 

    متخصصین ما با استفاده از جدیدترین روشها و در اسرع وقت ! شما را خودکشی میکنند

شرا یط عضویت ...

 ۱ــ حد اقل ٬ داشتن یک اعلامیه در دست ٬

۲ ــ انتقاد از٬ آبدارچی بیت معظم . انتقاد از آبدارچی مجلس . انتقاد از آبدارچی شورای نگهبان٬  انتقاد از آبدارچی کاخ ریاست جمهوری٬انتقاد از... همه ی آبدارچی های نظام ..

۳ــ جمع کردن امضا در پارکها .

۴ ــ تجمع به هر شکل و صورت ! از قبیل صنفی ٬ مسالمت آمیز و...

۵ ــ برای خواهران ٬ اعتقاد به برابری ٬ مخالفت باتعدد زوجات  ٬ مخالفت با صیغه ٬ درخواست ارث مساوی با مردها ٬ برابری دیه و .... الزامیست ...

۶ ــ قدم زدن و صحبت کردن با نامزد ٬ برادر ٬ شوهر ٬ و یا هر مرد محرم و یا نا محرم .

                             !!!  جدیدترینهای خودکشی دراختیار ماست !!!

  جدیدترین وسائل خودکشی !از قبیل ٬ پارچه های تبلیغاتی ٬ ضربه ی مغزی و غیر مغزی ٬ داروی نظافت و...در اختیار ماست .

تبصره ــ اولویت با مخالفین نظام و خواهران خوش بر و رو میباشد

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط کَل موک |


هرچند که  داستانی را که میخوام براتون تعریف کنم٬یه داستان قدیمیه و مطمئنن خیلی از شماها اون رو شنیدید . ولی چون مضمون و فضای داستان ٬ همخوانی مناسب و  بسیار نزدیکی ٬ با  شرائط  و  فضای  امروز کشورمون داره ٬ دوباره شنیدنش ٬ خالی از لطف نیست!!!

ــ میگویند که حاکم ظالمی بود که به مردم جور فراوان روا میداشت و از هیچگونه ستمی در حق ملت کوتاهی نمیکرد . روزی وزیرش  از او دلیل اینهمه جور و ستم را پرسید ( البته این افسانه است ! چون در غیر اینصورت ٬ وزیر یا از اوین سردر می آورد ویا از خاوران ) . الغرض ! حاکم پاسخ داد که : ملت ظالم پرور مظلوم صفت ٬ مستحق ظلم است . و بجهت اثبات سخنش ٬ روز بعد دستور داد که مردم برای هر بار عبور از میدان شهر ( که تنها معبر شهر بود ) باید سکه ای عوارض دهند . بعد از یک ماه مردم را گرد آورد و از آنان پرسید که آیا اعتراضی ؟ درخواستی ؟ و یا نظری ندارند ؟ از کسی صدائی بر نخواست . در همانجا حاکم دستور داد که از فردا ٬ از عابرین ٬نه فقط سکه بگیرند ! که به هرکدامشان ٬ یه تیپا و یک پس گردنی هم بزنند . و چون ماهی گذشت مجددن آنهارا گرد آورد و همان پرسش را تکرار کرد و همان پاسخ را که سکوت بود تحویل گرفت . چون چنین دید در همانجا دستور داد که از دیگر روز . نه تنها سکه و اردنگی و پس گردنی ! بلکه مامورین قلچماقی هم بگذارند تا عابرین را گوشه ای برده و ترتیبشان را بدهند ! چون ماهی بگذشت مجددن ملت را گرد آورد تا ببیند که اعتراضی دارند ؟ ویا خیر . از آن میان ٬ مردی با لبخندی خاتمی گونه ٬ با ترس و لرز قدمی پیش گذاشت و با من ومن بسیار ٬ گفت : قربان ٬ ما همه راضی و خوشحالیم و شب و روز به دعاگوئی مشغول . فقط اگر امکان دارد تعداد مامورینتان را زیاد بفرمائید تا ما اینهمه در صف نوبت معطل نشویم ...

انتخابات نزدیک است . با حضور خود در انتخابات ٬ از حاکم بخواهید تا تعداد مامورینش را زیاد کند ...

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط کَل موک |


هر روز ٬ یکی دوتا خبر رو سرت آوار میشن و از خود بیخودت میکنن.مدتی سعی میکنی که با یاد آوری امثال و حکم و داستانهائی که در مدح صبر و استقامت و...گفته شده اند .  یه جوری تحمل این دردهارو برا خودت آسونتر کنی .  نه اینکه خودت بخوای ها؟ ! فکرت ٬ ذهنت ٬ بطور ناخوداگاه این  مطالب رو برا خودشون  تکرار میکنند . و البته! تا حدودی هم مؤثرند. مثل افیون! ٬مثل دوپینگ!٬ ولی موقتی و محدود . بعد که از این کار نتیجه نمیگیری . یه گوشه ای رو برا خودت علم میکنی و اینبار سعی میکنی که با نوشتن ٬ از دق مرگ شدن و غمباد کرده شدنت جلوگیری کنی!. هرچند که نوشتن سبکت میکنه ! ولی آخه مگه این اخبار بی پیر !؟یکی دوتان که بتونی یه جوری سر احساساتت رو شیره بمالی!؟ مملکتی در گرداب ادبار و فلاکت دست و پا میزنه . جوانان رشید و فرهیخته ای ٬ هر روز و هر لحظه همچون برگ خزان زده  بر زمین میریزند. جوانهای شجاعی ٬ که تنها جرمشون این بوده که نخواستند گوسفند باشند !!! نخواستند که به اراجیف هر فسیل بی مایه ی متحجر ماقبل تاریخی . که تنها هنرش ٬ نبش قبر خرافات چهارده قرن پیش است و سعی در جا انداختن قوانین وحشیانه ی مشتی بیایانگرد مفلوکتر از خود ش را دارد.٬!( بععع) له بگویند ...!!! ( بعععلللهههه )...!!!؟؟؟ـــ این یکی رو  رو من گفتم  ـــ ( شرمم باد ).  دانشجوی رشیدی (ابراهیم لطف اللهی )  رو بعد از جلسه ی امتحان ٬ به ناکجا آبادی میبرند و ( به احتمال قریب به یقین ) ٬ بر اثر شکنجه ای وحشیانه او را میکشند  و حتی جسدش را هم به خانواده اش تحویل نمیدهند !؟ هراسی گزنده ٬ سرتاپای وجودم رو میگیره ٬ این واقعیت.! چهره ی بی نقاب و زشتی را  از ماهیت  سبعانه  و درنده خوی این رژیم را  به من نشون میده !  این سگها ٬ واقعن زنجیر گسیخته اند !؟اینها ٬ حیا را قورت داده و  آبرو را قی کرده اند . نه از مردم حساب میبرند و نه از ارگانهای بین المللی . هرآنچه را که میخواهند میکنند  و هر که را که میخواهند میکشند . حالا بنده ٬ از کسانی که خر را قبول دارند ٬ و زیر بیرقهای سازندگی ٬ اصلاحات ٬ ملی مذهبی و... بجهت تعویض پالان خر سینه میزنند ٬سؤ الی دارم!!! شمائی که همه ‌ی٬ قوانین شرع را فوت آبید؟ شمائی که تا بدین حد متشرعید که حتی  موی تبرج را از ماست چکمه هم بیرون میکشید !؟ میتوانید بفرمائید که حکم شرعی در مورد حاکمی که بر اثر بی کفایتی٬ سؤ سیاست ٬ و یا بی عرضه گی خودش و عمالش ٬ مردم بیگناهی بر اثر سرمازدگی ٬ استفاده ی ناصحیح از گاز نا سالم و... جان  ببازند چیست؟ باز هم بگم!؟ در مرکز حکومت ام القرای جهان اسلام ٬ و درست بیخ گوش ولی فقیه ٬ سگهای ولگرد ٬ دختر جوانی را در روز روشن می درند . خودمانیم! این جریان٬ در قرن بیست و یکم ٬ و در پایتخت کشوری که ادعاها ی  پیشرفتهای هسته ای ٬ صنعتی ٬ پزشکی اش و ... گوش فلک را کر کرده است . مایه ی شرمساری نیست ؟ لطفاً خجالت نکشید !؟ اگه نمیدونید؟ ویا ٬ اگه میدونید ولی جرئت گفتنش را  ندارید !  بنده راهش را به شما نشون میدم .! عریضه ای بنویسید و آنرا در چاه جمکران بیاندازید. مطمئن باشید که ٬ همانطوریکه  امام زمان به خواب جنتی آمد و لیست نمایندگان مجلس هفتم را امظا کرد ! اینبار هم به خواب جنتی و یا یکی دیگر از علمای اعلام خواهد آمد و پاسخ را خواهد گفت . این مسئله که از آن یکی کم اهمیت تر نیست ...

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 10:53 بعد از ظهر توسط کَل موک |


            خدایا ٬ خداوندا ! این دو سوژه ی طنز را از ما نگیر!!!

بعد از مدتها دوری ٬ فرصتی شد که به اینترنت سر بزنم ! اولین چیزی که اعصابم رو یهم ریخت ٬ خودکشی شدن ابراهیم لطف اللهی بود . داشتم مطلبی از روی دلتنگی ٬ در مورد سبعیت آقا و سگهای زنجیر گسیخته اش مینوشتم . زمانی که احتیاج به نقل مطلبی داشتم . و دنیای مجازی را زیر و رو میکردم . متن سخنرانی فیلسوف عالیقدر ٬ حضرت آیت الله العظمی ٬ الحاج احمد الجنتی (ارواح عمته وخالته ٬و کل من یحبه  و یحب اراجیفه٬ لهو و لمقدم ! ضراط هو  الفدا ) را خوندم . بجهت فیض عامه ٬ تحلیلهای کلموکی مان را از این فوض عظیم ٬ به سمع و بصر بینشگران  عزیز میرسانیم ...

 

( «احمد جنتی» دبیر شورای نگهبان، در خطبه‌های نماز جمعه پنجم دی ماه تهران، توصیه‌های انتخاباتی متعددی را خطاب به مردم مطرح كرد و با ترساندن آنها از روی كار آمدن كسانی كه به ادعای وی، « در خط آمریكا و اسرائیل و فرهنگ بیگانه فعالیت می‌كنند»، هشدار داد كه حاكم شدن چنین جریانی می‌تواند كشور را به دوران پیش از انقلاب بازگرداند؛) 

 

 جواب ــ پیش از انقلاب٬ نفت نداشتیم ٬ گاز نداشتیم ٬ هرچند که مثل الان (و به نسبتی بسیار کمتر ) زندانی سیاسی داشتیم ٬ ولی مردم خود کشی نمیشدن ٬ خاوران آباد نمیشد ٬ ایران ویران نمیشد . بر اثر بی گازی مردم تلف نمیشدن ٬ زهرا بنی عامر ها ٬ خود کشی نمی شدند ٬ اسلام از یه تار موی دختری سقط نمیشد ...

 

(دوره‌ای كه به گفته جنتی، یكی از ویژگی‌هایش برگزاری انتخاباتی بود كه در آن، «هر كسی كه آنها می‌خواستند بر سر كار می‌آمد».)

 

 جواب ـ ببخشید!!! اگه در این مورد چیزی بنویسم . به شعور خواننده توهین میشه !!! 

بقیه ی فرمایشات (گه ٬ هر بار) ایشون رو اگه وقت اضافی داشتین خودتون بخونید ٬ جواب دادن به اونها اعصاب پولادین میخواد که بنده ٬ پنبه ای شرو هم ندارم

 در خاتمه همه با هم ٬ دستها را بالا ببریم ٬ و از خداوند متعال درخواست نمائیم که

(خدایا ٬ خداوندا !!! جنتی ٬ و احمدی نژاد ٬ این دو سوژه ی طنز را از ما نگیر)

پ .ن - آقا ٬ پیک ایران جون ٬ !ما  به اندازه ی کافی  شک  تو جونمون هست . تورو بخدا دیگه شما بدترش نکنید! این اظهار لحیه پنجم بهمن بوقوع پیوسته ! نه پنجم دی!!!

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 10:43 بعد از ظهر توسط کَل موک |